‏نمایش پست‌ها با برچسب تک‌نگار. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب تک‌نگار. نمایش همه پست‌ها

۱۳۹۵ مهر ۱۰, شنبه

گریزگاه نفی






طیف مدوّر

     چیزی هست که نمی‌­دانم آن را دقیقاً باید چه صدا کنم. نفیِ مولّد.. گریز مولّد.. پرهیز مولّد.. هر کدام ضعف و قوتی دارد. مطلب ازین قرار است که ذهن آدمیزاد انتزاع محض یا مطلق ندارد. هستی‌اش توأمان است. برای وجود انضمامی - تا ساعت مرگ لااقل - چیزی به نام انقطاع بی بازگشت وجود ندارد....

 بعد می نویسم.

۱۳۹۴ بهمن ۲۸, چهارشنبه

۱۳۹۴ دی ۹, چهارشنبه

سن رشد

تفاوتی میان کودک و بزرگسال نیست. بزرگسال کسی‌است که این سوء تفاهم را در خود برطرف سازد.

۱۳۹۴ آبان ۷, پنجشنبه

مدیونِ خاک

فکر کنم وقتی به کسی احساس دین کردی رسمش این باشد که لااقل یک بار سر خاکش حاضر شوی.

۱۳۹۴ مهر ۳۰, پنجشنبه

Flames

وقتی چند دهه هیزم جمع کنی، تا ابد نمی‌توان جلوی کبریت دوست و دشمن را گرفت.

۱۳۹۴ فروردین ۱۳, پنجشنبه

۱۳۹۳ دی ۱۰, چهارشنبه

۱۳۹۳ آذر ۲۲, شنبه

ترجیح


هل یستوون؟




توده‌ی بی‌تمییز شکل ندارد. خمیرمایهٔ فکر است. تمایز زمانی شکل می‌گیرد که به زمین گرم نشست و در جراحت وارده خود تکه‌ای از آن شد. اکنون چگونه بی‌تفاوت باشد وقتی نفی‌تمایز خود به جرح رسیده و تعدیل شده است؟!  





۱۳۹۳ شهریور ۱۸, سه‌شنبه

۱۳۹۳ شهریور ۸, شنبه

تقوای خاک، ذهنِ خاک


در نگهداشتِ معنی










ذهنِ خاک، تقوای خاک




پیوستارِ ذهن

و

خصلت خوشه‌ای‌



---

رشحات مغز هرچقدر هم پریشان و ناپیوسته باز کسی هست که مرغان وحشی را در آسمان نگه دارد. 
چیزی از ذهن کسی نمی پرد. ذهن پرواز می کند. بخواب می‌رود. می‌خزد. 

- - -


* عبارت تقوای خاک را قبلاً جایی دیده بودم. یادم نمی آید کجا.