Forgiveness is the attribute of the strong
![]() |
| نقاشی مصطفی چمران |
از سر شب همینطور کلافه ام. جسمم امروز کار چندانی انجام نداده ولی به طرز عجیب و غریبی انگار رمقش کشیده شده و به هیچ وجه نمی توانم روی چیزی تمرکز کنم. فکر می کنم مغزم مشغول انجام فعالیتی سنگین و طاقت فرسا شده اما مطلقاً به من نمی گوید چه در سرش است.
نه نه ... بهتر است مشغول چیزِ دیگری شوم، تا این که بخواهم تیشه به جان این زبان بستۀ دم درکشیده بیاندازم. دلش نمیخواهد با تو حرف بزند! زور که نیست. خدا هم حرف نمیزند - خیلی مردی او را به حرف بیاور! شاید به مدد بزرگنماییهای چند صد هزار باره - دهانم باز - توانستی مچ بدبختی را در حال لگد زدن به ماتحت الکترونها بگیری! خب؟! کجا میخواهی ببری بنده ی خدا را؟! تحویل که میخواهی بدهی؟!
خودشان کم با هم حرف دارند آدمها که مدام گریبان دیگران را میگیرند؟! چه مرگشان است که مدام میخواهند حقیقتِ امر را بازجویانه از دل سنگ بیرون بکشند؟! مگر چه چیزی کم است؟! مگر ما چه کم داریم؟!






